عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
697
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
اسخط من النّاس : هر كه خداوند سبحان را فرمان برد هر كه از مردم بر وى خشم گيرد زيانش نرساند . 1271 من رضى به قسم اللّه سبحانه لم يحزن على ما فاته : هر كه بقسمت خداوند سبحان راضى باشد بر آنچه از دستش رفته است اندوهناك نگردد . 1272 من ايقن بالقدر لم يكترث بما نابه هر كه تقدير خداى را باور داشته باشد بدانچه كه بوى رسد اندوهگين نگردد . 1273 من عرف الدّنيا لم يحزن بما اصابه هر كه جهان را بشناسد ( و پستى و تحوّلات آن را بداند ) بدانچه بوى رسد غم نخورد . 1274 من رضى بالقدر لم يكترثه الحذر هر كه به قضا و قدر الهى راضى باشد ترس و يا كنارهگيرى از دنيا غمگينش نسازد . 1275 من لم يتعلّم فى الصّغر لم يتقدّم فى الكبر هر كه در كوچكى دانش نياموزد در بزرگى پيشوا نگردد . 1276 من فهم مواعظ الزّمان لم يسكن الى حسن الظّنّ بالأيّام : هر كه پندهاى روزگار را دريابد ( خواطرش ) با خوش باورى در بارهء روزگار آرامش نپذيرد . 1277 من عرف خداع الدّنيا لم يغترّ منها بمحالات الأحلام : هر كه فريبهاى جهان را باز شناسد گول خوابهاى خام و پوچ آن را نخورد . 1278 من رضى بما قسّم اللّه له لم يحزن على ما فى يد غيره : هر كه بدانچه كه خدا قسمتش كرده است خورسند باشد بر آنچه كه در دست ديگرى است غمگين نگردد ( و بداند چار روز دنيا كه سپرى شد دارا و ندار در عرض هم اند ) . 1279 من ضعف عن حفظ سرهّ لم يقو لسرّ غيره هر كه از نگهدارى راز خود ناتوان باشد بر نگهدارى راز ديگرى توانا نيست . 1280 من عرف الأيّام لم يغفل عن الاستعداد هر كه روزگار را بشناسد ( و يقين بمرگ پيدا كند ) از مهيّا كردن توشه و زاد غافل ننشيند . 1281 من استصلح الأضداد بلغ المراد : هر كه با دشمنان آشتى كند بمراد برسد ( و پيروز گردد ) .